فرمول، سرعت، شتاب... اولين در كهكشان راه شيری

حدود دو هفته ی پیش بود که مراسم رونمایی از خودروی فرمول دانشگاه صنعتی اصفهان، کلی سر و صدا کرد. اما نتونستم چیزی در مورد این خودرو بنویسم چرا كه یه چند تا عکس درست و حسابی از این ماشین پیدا نکرده بودم. اما مسعود عزيز لطف کرد و دو تا عکس از ماشینشون رو برای من فرستاد و درواقع به من این انگیزه رو داد تا در مورد این ماشین بنویسم.
اما خودروی فرمول این دوستان چی هست؟ اسم كامل این خودرو، Formula SAE و درواقع یك نوع خودرو از سری خودروهای فرمول به حساب میاد. این نوع خودرو و كلاً مسابقات مربوط به اون برای اولین بار در سال 1978 در امریكا با عنوان مینی ایندی (Mini Indy) از طرف انجمن مهندسین خودروی امریكا تعریف شد و از اون به بعد، این مسابقات بصورت سالیانه برگزار می شه. هدف از این نوع مسابقات، ایجاد انگیزه برای دانشجوها بود تا بتونن یه خودروی فرمول 1 و البته در اندازه ی خیلی كوچكتر طراحی كنند و بسازند. این نوع خودروها معمولاً چیزی حدود 2.5 تا 3 متر طول و 1.2 متر عرض دارند و البته با ارتفاع حدود یك متر. كف این خودرو هم با زمین چند سانتیمتر بیشتر فاصله نداره. این خودرو محدودیت هایی داره و بیشتر شامل موتور خودرو میشه. موتور این خودرو نباید بیشتر از 600 سی سی حجم داشته باشه و حتماً باید چهارزمانه باشه. بطور كل خودروی فرمول SAE رو میشه به چند قسمت تقسیم كرد: تعلیق و فرمان، موتور، اسكلت، ترمز، آیرودینامیك و سیستم های الكترونیك. تا الان حدود چند صد (رقم دقیقش رو نمی دونم اما اگه به ازای هر دانشگاه صنعتی امریكا یه تیم هم وجود داشته باشه میشه چیزی بیشتر از چند صدتا!) تیم فرمول SAE در دانشگاه های مختلف دنیا وجود داره و البته در آسیا هم این تیم ها كم نیستن. هر سال چندین مسابقه با كیفیت بالا در سراسر دنیا برگزار میشه و كلاً به یك پدیده ی عادی در دانشگاه های دنیا تبدیل شده. (كافیه كه به وب سایت دانشكده های مكانیك ویا دانشكده های مهندسی دانشگاه های معروف دنیا سری بزنید، ساخت خودروی فرمول SAE رو به عنوان یه موفقیت بزرگ برای خودشون به حساب میارن).
اما از خود تیم فرمول دانشگاه صنعتی اصفهان چیزی نگفتم. تقریباً‌ دو سال و نیم پیش بود كه این تیم (البته با حضور بنده!) شروع بكار كرد و بعد از این همه مدت موفق شد یك خودروی قابل ارائه و البته قابل رقابت با نمونه های موفق اروپایی (نمی گم امریكایی چون كسی نمی تونه با اون رقابت كنه!) ارائه كنه. شما می تونید مشخصات فنی این ماشین رو اینجا ببینید. اعضاي اين تيم رو هم اينجا. بیشتر از یك سال پیش بود كه اعلام شده بود طراحی این خودرو تمام شده و به هر حال طول میكشه دیگه ;)
اگر خواستيد يه روزي يه خودروي فرمول واقعي ببينيد و صداي موتور يه خودروي فمرول واقعي رو بشنويد، حتماً‌ بايد بياييد اصفهان و هيچ جاي ديگه اي از ايران (و البته خاورميانه و صد البته كهكشان راه شيري) همچين چيزي پيدا نمي كنيد. (اين جمله آخريم انگار شبيه توصيف احمدي نژاد از اون دختره شونرده ساله كاشف انرژي هسته اي شد!)
همين جا به همه ي بچه هاي اين تيم خسته نباشيد ميگم و بخاطر تمام مشكلاتي كه تا الان مسئولين ذيربط! براشون بوجود آوردن اظهار همدردي مي كنم. به هر حال ما هم تا يه جاهايي همراهشون بوديم و اين كارشون رو موجب افتخار خودم هم مي دونم.

فیلم تبلیغاتی فرمول دانشگاه صنعتی اصفهان رو در ادامه ببینید:

video

بیشتر:

با هم می‌بلاگرفارسییم...

خوب ما مثل اینکه یه چند روز تاخیر فاز داریم. بعد از چند روزی که بلاگر فارسی افتتاح شده، ما داریم خبر می دیم. بهتره که خودتون برین اصل خبر مربوط به شروع به کار بلاگر فارسی رو بخونید: اینجا. اما خوب حالا این بلاگر فارسی اعلام وجود کرده، یعنی چی؟ خیلی ساده ست. یعنی اینکه اگه همین الان دارین توی بلاگفا، پرشین بلاگ یا بقیه ی این سرویس های وبلاگ نویسی وطنی، وبلاگ می نویسین، همین الان اون دکمه ی قرمز بالا سمت راست یعنی close رو بزنید و به جی میلتون لوگین کنید و از بالای صفحه ی جی میل، از گزینه ی more گزینه ی blogger رو انتخاب کنید. شما حساب جی میل دارید و بنابراین در بلاگر هم ثبت نام شده این. حالا که بلاگر داره با زبان فارسی راه میاد، تیم بلاگر فارسی هم در کنار شماست و بنابراین هیچ دلیلی باقی نمی مونه که شما از سرویسی مثل بلاگفا استفاده کنید. بلاگر فارسی به شما کمک می کنه تا زمانی که سیستم بلاگر کاملاً با زبان فارسی کنار بیاد، از پوسته هایی که ما برای شما فارسی کردیم استفاده کنید، از ده ها نکته، ترفند و راهنماهای فارسی بلاگر در بخش مستندات بلاگر فارسی کمک بگیرید و اگر هم با سیستم بلاگر به مشکلی برخوردید از ما بپرسید. در ضمن آخرین تغییرات بلاگر رو هم از طریق ما پیگیری کنید. بلاگر سرویسی از حضرت گوگله و ما به شما پیشنهاد می کنیم که با گوگل آشتی کنید و دست از سر کچل این پلت فرم های وطنی که هیچ اطمینانی هم بهشون نیست، بردارید.
بیشتر:
تصویر مربوط: web: [flickr] /photos/22038732@N08/2121214248

چند خط از به‌هم‌ریخته‌ی روزگارم - ۶۸

سرد، بی روح، خاموش،
بی صدا، بی حرکت، خسته،
در کنج اتاق نشسته ام
گیجم از همه چیز
می خواهم بروم
اینجا را دیگر دوست ندارم
مردم اینجا همه در تکاپوی فرجام نامعلوم خودند
وقتی حتی یک نفر هم هیست که تو را در آه و فریادت همراهی کند...
وقتی تو را بواسطه ی رنگت از خود می رانند...
نمی توان بیش از این صبر کرد

من شاید نفهمیده ام
این پسرکان
اینچنین مطمئن از سر کوچه ی ما می گذرند
دنبال چه می گردند
خودشان چه می دانند

وقتی در کنار پیکر بی جان خود ایستاده اند
یا نشسته اند
می گریند
اصلاً فکر می کنند؟
به چه چیزی می گریند؟

چرا؟
در هر نفس در خود می میرم
چه بسیارند کسانی که آرزوی بیشتر ماندن را ندارند
و چه بسیارند کسانی که اصلاً نفهمیده اند که چه شد
من سالها روزها را با چشم بسته گذراندم
و شب ها را در تاریکی نفس کشیده ام
کم نبودند اندوه هر آه من
کم نشد از انبوه ناراحت من
باز می ایستم
خود را به کناری می زنم
از خود می پرسم:
"تو که هستی؟ از من چه می خواهی؟"
به من می خندد و می خواهد که گویی برود
دوباره میپرسمش...
چیزی نمی گوید

مدت هاست که این سئوال ما، جوابی نداشته است
شاید یک بار بود که فهمیده بودم کیستم
اکنون که بیشتر فکر می کنم
می بینم که همه ی آن مهم ها
فقط لحظه ای خیال بود

من شما ها را میبینم
همه تان شبیه هم هستید
انگار که من هم شبیه شما ام
صدایی که از خودتان به من هدیه دهید
و بگویید که خیال نیستید
به من بگویید که وقتی چشمانم باز است
دچار تخیل نیستم...

احسان جمشیدی رفت

بدینوسیله درگذشت نابهنگام دوست عزیزم احسان جمشیدی، دبیر انجمن کوهنوردی سابق دانشگاه صنعتی اصفهان را در حادثه ی سقوط از ارتفاعات شاهکوه، به همه ی دوستان و بالاخص پویان رمضانی، یاسر کیانی، آیدین رشیدی، پژمان اسدی و سپهر اقبالی تسلیت عرض می کنم.
به همین مناسبت مجلس ترحیمی در مسجد دانشگاه از ساعت ۱۰ الی ۱۲ روز سه شنبه مورخ بیستم آذر ماه هشتاد و شش برگزار می گردد.

مازرونی ویکی

دیروز بصورت کاملاً اتفاقی دیدم که در فهرست زبان های ویکی پدیا، اسم مازندرانی یا مازرونی هم لیست شده و وقتی وارد شدم دیدم که این یه وجب ولایت ما هم واسه خودش یه زبونی داره که هیچ کسی غیر از مازندرانی ها متوجه نمی شن. بله وکی پدیای مازندرانی. فکر کنم هر مازندرانی با شنیدن این عبارت (البته اگه بدونه که ویکی پدیا چیه!)، کلی تعجب می کنه و در لحظه اول فکر می کنه که فقط یه شوخیه. اما مثل اینکه "نا برار، اینتا خله هم جدیه" یعنی اینکه نه عزیز برادر، راستی راستی ویکی پدیای مازندرانی هم داریم.
وقتی که وارد سایت ویکی مازرونی میشید، با چنین پیامی به شما خوش آمد گفته می شه:
شِما خِش بمِونی مَزرونی ویکی پدیا, رها یه فِرئنگ نومه ره Şəma xəş bəmoney Tapərki Vikipediya, Rəha'ie fərəngnuma re
حالا ما نفهمیدیم که اینا کار کیه، ولی خدا خیرش بده. تا الان واقعاً فکر نمی کردم که فرهنگ نوشتاری مازندران اصلاً وجود داشته باشه، چه برسه به اینکه در جایی رسمی بکار گرفته بشه. خیلی از کلماتی که در مازرونی ویکی دیدم، اصلاً معنیش رو نمی فهمم، یا من خیلی پرتم از فرهنگ ولایتم! و یا اون کلمات خیلی غلظتشون بالاست که نمی فهمم.
یه هر حال ما که دقیقاً نفهمیدیم این مازرونی ویکی از کجا تامین میشه، ولی حرکت جالبی بود. سعی میکنم تهتوشو دربیارم که بالاخره این چیه.
گویا فروردین ۱۳۸۵ شروع به فعالیت این سایت بوده و تا الان ۱۵۱۷ مقاله در اون نوشته شده و با قدرت به کارش ادامه میده!

بیشتر:

چند خط از به‌هم‌ریخته‌ی روزگارم - ۶۷

کمی دیر شد
اما می نویسم:
درست وقتی دلهره ی یک بازی
سرم را گیج می کرد
آرام تر قدم برداشتم
گویی که قدرت قدم های پرشور را فراموش کرده بودم
بی جهت، نگاهم را به تابلوی سبز رنگ چسبیده به دیوار انداختم
تا شاید یادم رود که سرم گیج می رود
فکر کردم صدایی در سرسرا می پیچد
این بار دیگر تمامم را گیج کرده بود
دیگر بی جهت به تابلوی روبرویم نگاه نمی کردم
این بار نگاه می کردم تا دیگر نگاهم به شاید چیز دیگر نیافتد
چند لحظه ی دیگر هم همانجا بودم
نه...
باید می رفتم...
این را گفتم، سرم را به پایین انداختم
و رفتم...