بذارید ما هم یهجوایی به این بندهخدا بدیم تا یه وقتی سوءتفاهم نشه و دوستان ما فکر نکن که اگه کسی حرف نمیزنه، نمیفهمه. این آقای خبرنگار مسلمان چند تا سئوال پرسیده که کمانگیر و مصطفی به یه سری از این سئوالا جواب دادن و منم دوست دارم مطالب این دوستان رو تکمیل کنم.
ایشون پرسیدن که:
۲- به نظر شما چرا محمد خاتمی و رفسنجانی به سفرهای استانی منظم و جامع و در حقیقت به عمق محرومیتهای ایران نمیرفتند؟
جواب کاملاً واضحه. دیدن عمق محرومیتها لزوماً با سفرکردن و دیدن از نزدیک حاصل نمیشه. داشتن چند مشاور خبره و آشنا با محرومیت مردم ایران روش دریافتن عمق محرومیته. اصولاً مدیریت به این معنی نیست که مدیر به تکتک مشکلات شخصاً وارد بشه و در مورد چگونگی حل مشکل تصمیمگیری کنه و دستور بده. روشی که آقای احمدینژاد در پیش گرفته روشیه که متاسفانه اکثر کسانی که در ایران به پست مدیریتی میرسن درپیش میگیرن. نتیجهی چنین مدیریتی کار بیشتر، خستگی بیشتر و بازدهی کمتره.
۳- علت هجمههای ناجوانمردانه برخی دوستنماهای اصولگرا و ائتلاف ضددولت این اصولگرانماها با دوم خردادیها - که روزی دشمن یکدیگر بودند- چیست؟
عمکرد نادرست و غیرعلمی آقای احمدینژاد و مشاوران و نزدیکان ایشون (مثل وزیر کار).
۷- سوم تیر چه درسهایی به سیاسیون و اقتصادیون و احزاب داد؟
سوم تیم به من به عنوان یه آدم معمولی یه درس با ارزش داد و اونم این بود که روی کار اومد فردی مثل احمدینژاد رسیدن به یک همگرایی فراحزبی رو که شاید به بیشتر از بیست سال در حالت عادی خودش نیاز داشت در عرض کمتر از سه سال عاید ایران کرد. درست مثل سرمای شدید امسال مازندران. زد و سوزوند همهی پرتقالها و نارنگیها رو و به مازندرانیها یاد داد که مازندران جای مرکبات نیست. بهتره برین سراغ یه چیزی که با سرما نسوزه! اگه سوم تیری نبود و احمدینژادی نداشتیم حالاحالاها عمق جامعه نمیفهمید که کار غیرکارشناسی چقدر مملکت رو عقب میندازه.
۸- مهمترین مانع بر سر تحقق اهداف اقتصادی دولت را چه چیز میدانید؟
نداشتن یک برنامهی مشخص اقتصادی و بهره نبردن از یک کار کارشناسی.
من شاید برخلاف خیلی از آدمهای جامعه واقعاً خوشحالم که احمدینژاد رئیس جمهوره. بخاطر اینکه سیاست، اقتصاد و جامعه رو با طعم خوش خنده و جوک توی این سه سال مزه مزه کردم و یاد گرفتم و بنظرم در دراز مدت خرابکاریهای این چندساله باعث پیشرفت پرشتابتری میشه.
این مطلب را به بالاترین فرستادم، لطفاً به آن رای دهید:
https://balatarin.com/permlink/2008/6/25/1337203
ایشون پرسیدن که:
۲- به نظر شما چرا محمد خاتمی و رفسنجانی به سفرهای استانی منظم و جامع و در حقیقت به عمق محرومیتهای ایران نمیرفتند؟
جواب کاملاً واضحه. دیدن عمق محرومیتها لزوماً با سفرکردن و دیدن از نزدیک حاصل نمیشه. داشتن چند مشاور خبره و آشنا با محرومیت مردم ایران روش دریافتن عمق محرومیته. اصولاً مدیریت به این معنی نیست که مدیر به تکتک مشکلات شخصاً وارد بشه و در مورد چگونگی حل مشکل تصمیمگیری کنه و دستور بده. روشی که آقای احمدینژاد در پیش گرفته روشیه که متاسفانه اکثر کسانی که در ایران به پست مدیریتی میرسن درپیش میگیرن. نتیجهی چنین مدیریتی کار بیشتر، خستگی بیشتر و بازدهی کمتره.
۳- علت هجمههای ناجوانمردانه برخی دوستنماهای اصولگرا و ائتلاف ضددولت این اصولگرانماها با دوم خردادیها - که روزی دشمن یکدیگر بودند- چیست؟
عمکرد نادرست و غیرعلمی آقای احمدینژاد و مشاوران و نزدیکان ایشون (مثل وزیر کار).
۷- سوم تیر چه درسهایی به سیاسیون و اقتصادیون و احزاب داد؟
سوم تیم به من به عنوان یه آدم معمولی یه درس با ارزش داد و اونم این بود که روی کار اومد فردی مثل احمدینژاد رسیدن به یک همگرایی فراحزبی رو که شاید به بیشتر از بیست سال در حالت عادی خودش نیاز داشت در عرض کمتر از سه سال عاید ایران کرد. درست مثل سرمای شدید امسال مازندران. زد و سوزوند همهی پرتقالها و نارنگیها رو و به مازندرانیها یاد داد که مازندران جای مرکبات نیست. بهتره برین سراغ یه چیزی که با سرما نسوزه! اگه سوم تیری نبود و احمدینژادی نداشتیم حالاحالاها عمق جامعه نمیفهمید که کار غیرکارشناسی چقدر مملکت رو عقب میندازه.
۸- مهمترین مانع بر سر تحقق اهداف اقتصادی دولت را چه چیز میدانید؟
نداشتن یک برنامهی مشخص اقتصادی و بهره نبردن از یک کار کارشناسی.
من شاید برخلاف خیلی از آدمهای جامعه واقعاً خوشحالم که احمدینژاد رئیس جمهوره. بخاطر اینکه سیاست، اقتصاد و جامعه رو با طعم خوش خنده و جوک توی این سه سال مزه مزه کردم و یاد گرفتم و بنظرم در دراز مدت خرابکاریهای این چندساله باعث پیشرفت پرشتابتری میشه.
این مطلب را به بالاترین فرستادم، لطفاً به آن رای دهید:
https://balatarin.com/permlink/2008/6/25/1337203


نوشته شده توسط
برچسبها:
نظر بدهید

امام راحل می فرماید : « می خواهیم آن کسی که در راس امور است ، آن هم با مردم رفیق باشد و بنشیند و خودش را نگیرد . در بین مردم بنشیند با آنها صحبت بکند ، هر کس حاجتی دارد با او بگوید ، وقت داشته باشد با او صحبت بکند ... نه او از مردم وحشت کند ، نه مردم از او وحشت بکنند . این باید دستور باشد برای همه حکومتها و ملتها . وقتی یک حکومت اینطور شد ، ملت دنبالش است ، ملت حافظش است . همان طور که او حافظ ملت است ، ملت هم حافظ او هستند و ما می خواهیم یک همچو چیزی پیدا بشود که ملت حافظ دولت به همه جهات باشد ، دولت هم حافظ منافع ملت به همه جهات باشد . اگر یک همچو چیزی شد ، یک مملکت آرامی پدید می آید که هیچ کس هم نمی تواند در آن تصرف بکند . » ( صحیفه امام ، ج 8 ص 351 )
امام راحل می فرماید : « می خواهیم آن کسی که در راس امور است ، آن هم با مردم رفیق باشد و بنشیند و خودش را نگیرد . در بین مردم بنشیند با آنها صحبت بکند ، هر کس حاجتی دارد با او بگوید ، وقت داشته باشد با او صحبت بکند ... نه او از مردم وحشت کند ، نه مردم از او وحشت بکنند . این باید دستور باشد برای همه حکومتها و ملتها . وقتی یک حکومت اینطور شد ، ملت دنبالش است ، ملت حافظش است . همان طور که او حافظ ملت است ، ملت هم حافظ او هستند و ما می خواهیم یک همچو چیزی پیدا بشود که ملت حافظ دولت به همه جهات باشد ، دولت هم حافظ منافع ملت به همه جهات باشد . اگر یک همچو چیزی شد ، یک مملکت آرامی پدید می آید که هیچ کس هم نمی تواند در آن تصرف بکند . » ( صحیفه امام ، ج 8 ص 351 )
ای کاش از خودت یه چیزی می نوشتی تا ارزش خوندن و ارزش بحث رو داشت.
نظر بدهید: