چیزی که بطور چشم‏گیر باعث پیشرفت داروین شد این بود که پدر و مادر داروین یه دفتر باعبانی روزانه داشتن و هر گیاهی که وارد باغ میشد رو ثبت میکردن. اینکه کجا کاشته شده و اینکه آیا آفتاب کامل بهش می‏خورده یا نصفش تو سایه قرار داشته؟ اینها به طور دقیق مشاهده و ثبت می‏شده. اینها انضباطیه که هر دانشمندی باید داشته باشه و داروین از زمانی که خیلی کوچک بوده یاد می‏گرفته.

اینها جملاتی هستن که جان کنیگ مورخ محلی شروزبری (محل تولد داروین) در مورد دوران کودکی داروین به خبرنگار بی‏بی‏سی گفته. برنامه رو از اینجا ببینید (از دقیقه‏ی 17:10 تا 18:14).

عکس از تلویزیون بی‏بی‏سی

به این جمله‏ها دقت کنین. 200 سال پیش، تصور کنید زمان رو، 200 سال پیش، پدر و مادری برای باغ خونه‏شون یه دفتر ثبت اطلاعات داشتن و می‏نوشتن. هر گیاهی و هر درختی اونجا یه پرونده داشت. من اینجا سوال دارم:

خداییش کسی می تونه پیدا بشه بیاد بگه که یه پدر و مادری در قرن 21 و در سال 2009 میلادی در همین ایران احمدی‏نژادیزه‏ی ما در امورات روزانه، نظم و ترتیب کارهای خونه یا مدیریت و تربیت بچه، از یه دفتر ثبت اطلاعات استفاده می‏کنه؟

اینا رو ولش کنین، آیا یه دانشجو یا دانش‏آموز در دانشگاه یا مدرسه و دبیرستان یاد می‏گیره که ثبت اطلاعات یعنی چه؟ یا اینکه فقط یاد میگره مثل حوزه بشینه پای منبر معلم و استاد و جزوه بنویسه؟

چند نفر رو از دبیرستان یا دانشگاه سراغ دارین که همیشه همراهشون یه دفترچه یادداشت و خودکار داشته باشن؟

سوال از شما، تا حال چند خط تو زندگیتون تو دفترچه یادداشتتون نوشتین؟ آیا اصلاً به مستندسازی اعتقاد دارین؟ آیا اصلاً می‏دونید که مستندسازی چیه؟ وقتی که دارین یه کار علمی یا پروژه‏ای انجام میدین، مستندسازی اطلاعات در چه اولویتی از کارهاتون قرار داره؟

این جمله رو باید قاب کشید زد تن دیوار:
مشاهده و ثبت دقیق اطلاعات انضباطیه که هر آدم-حسابی‏ای باید داشته باشه.
(مگر اینکه ادعا کنید آدم-حسابی نیستید یا نمی‏خواید باشید که اونوقت حسابتون جدا میشه.)

چیزی که از همین جملات گذری این آقای جان کینگ مشخص میشه اینه که مستندسازی وقایع تا چه حد می‏تونه مهم باشه و اصلاً هر کار علمی‏ای و اصولاً هر مسئولیتی باید حداقل‏های مستندسازی رو داشته باشه. چیزی که رسماً و علناً در این سرزمین ما کنار گذاشته میشه و باهاش مخالفت میشه.


blog comments powered by Disqus